شهيد ابراهيم رنجبر فرزند محمدرضا درتاريخ 1332 در روستاي پسوجان از توابع سيرجان تولد ياقت و در سال 1357 همزمان به اوج درگيريها و تظاهرات مردمي و پيروزي انقلاب اسلامي مردم ايران به استخدام شركت ملي صنايع مس ايران در آمد و در انبار معدن مشغول به كار شد . با يورش ناجوانمردانه دشمن بعثي براي اداي تكليف به سوي جبهه هاي نبرد شتافت و از سال 1361 تا 1365 در عمليات و جبهه هاي مختلف جنگ حضور پيدا كرد و دلاورانه در مقابل خصم زبون ايستاد و سرانجام در تاريخ 20/12/1365 در عمليات كربلاي پنج و در منطقه شلمچه به آرزوي ديرينه خود يعني شهادت دست يافت .
مهدي ، هاجر،زينب ، اسماعيل و طيبه فرزندان اين شهيد والامقامند كه ياد و خاطره پدر را زنده نگاه داشته اند.

فرازهايي از وصيت نامه شهيد ابراهيم رنجبر

اولين و مهمترين مطلبي كه مي خواهم به شما تذكر دهم اين است كه پيرو و دنباله رو روحانيت باشيد و هرگز امام را فراموش نكنيد و هميشه پيام ها و دستورات رهبر عزيزمان را نصب العين خود قرار دهيد . از شما عاجزانه تقاضا مي كنم پيرو ولايت فقيه باشيد و بجز روحانيت به هيچ گروه و طبقه اي اعتماد نكنيد.

خاطرات شهيد ابراهيم رنجبر از زبا آقفاي ايران نژاد همكار ايشان

خاطره ديگري هم كه من از شهيد رنجبر در هنگام جنگ تحميلي دارم اين بود كه زمان جنگ از ستاد تبليغات گفتند هر كس مي خواهد به جبهه برود بيايد و ثبت نام كند من به اتفاق شهيد رنجبر رفتيم ستاد. متاسفانه به من دليل آنكه چشم راستم بينايي كامل نداشت، اجازه حضور در جبهه ندانند و شهيد رنجبر به من گفت تو بمان و مواظب زن و بچه من باشد و خودش رفت . چند مرتبه به جبهه رفت و برگشت. دفعه بعد كه مي خواست اعزام شود، رييس مان گفت آقاي رنجبر تو اينجا بمان . وجود تو اينجا ضروري است و احتياج بيشتري بتو داريم . در عوض براي آسودگي خيالت به جبهه كمك نقدي بكن . اما او گفت نه و بايد در جبهه به همرزمان خود ملحق شود و عازم جنگ شد. او در جبهه به ايجاد سنگر و خاكريز مشغول بود و روي ماشين ديزل كار مي كرد و هنگام كار گلوله به سرش خورد و شهيد شد.

 

 

چند رسانه ای
اطلاعیه ها آرشیو ...
مناقصه و مزایده آرشیو ...
پیوند ها
شعار سال دفتر مقام معظم رهبری ریاست جمهوری شهدا
انتشارات آرشیو ...

سايتهاي وابسته